تبلیغات
تنهایی درده اما شیرینه - خدا شانس بده
قالب وبلاگ قالب وبلاگ

تنهایی درده اما شیرینه
 

سلام به وبلاگ من خوش اومدین.لطفا با نظراتتون منو همراهی کنید
 
نوشته شده در تاریخ جمعه 13 مرداد 1391 توسط مهدی


دوتاخانم گلف بازی می کردند ، یکیشون توپو زد و با وحشت دیدکه داره صاف به طرف چندتامرد که اونهاهم اونطرف ترگلف بازی می کردند میره و بالاخره توپ به یکی ازاون مردها می خوره !

مرده دستاشو میذاره لای پاش و روی زمین می افته و از دردمثل سگ زخمی به خودش میپیچه
خانومه میدووه به طرف مرده و شروع میکنه به معذرت خواهی و میگه اجازه بدین کمکتون کنم .

مرده درحالی که دستاشو لای پاش فشار میداد و بی اختیار از چماش اشک سرازیر بود با ناله میگه :
نه خودش خوب میشه !
ولی خانومه که می بینه مرده خیلی دردمیکشه بازمیگه: آقا من فیزیوتراپم و میدونم چجوری دردشمارو برطرف کنم و چون خیلی اصرار کرد اقاهه قبول کرد .

خانومه فوری دست بکارشد ...
اول بزور دستای مرده رو از لای پاهاش کشید بیرون و بعد سریع کمربندشو بازکرد
ودستاشو برد توی شلواره اقاهه وشروع کرد ارام ارام ... های اقاهه روبه چپ و راست و
بالا و پایین حرکت دادن وبعدکه مطمئن شد ... ها اسیب بدی ندیدن باارامی شروع کرد به مالش
اونها ...
بعد از ده دقیقه از اقاهه پرسید :حالا حالتون چطوره؟
آقاهه جواب داد : حالم عالیه ،ولی فکر میکنم انگشتم شکسته باشه ...!!!




طبقه بندی: داستانک،  جهت خنده، 
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگقالب وبلاگ
Online User